آخرین خبرها

آنچه كه از امام رئوف باید بدانیم/ زیارت؛ مطالبه مشترك تمام عاشقان

به گزارش ایكنا از فارس، سلام بر امام رئوف، غریب‌الغربا و ضامن آهو! امامی که هرکس او را به نامی صدا می‌زند ولی همگی در یک امر مشترکند و آن مطالبه زیارت حضرت است وپابوسی و عتبه‌بوسی ایشان.
امامی که با ولادتش نجمه خاتون و امام موسی کاظم(ع) را خوشحال کرد و قبل از آن نیز بضعه الرسول شمرده شده بود و پیامبر گرامی اسلام (ص) مژده وصلش را داده بودند و حتی محل شهادتش را تعیین كرده بودند و در حال حاضر نیز روشنی چشم مشتاقان و علاقه‌مندان خود هستند و از اقصی نقاط جهان به شوق زیارتش می‌آیند تا در بهشت رضوی نفسی تازه کنند.
در حدیثی زیبا از ایشان نقل شده است که فرمودند: عقل کسی کامل نیست مگر اینکه در او ده خصلت باشد: از او امید خیر برود، مردم از شر او در امان باشند، کار خوب دیگران را بزرگ بشمارد – گرچه کوچک باشد، کار خوب خود را کم بشمارد- گرچه زیاد باشد، از مراجعه دیگران برای احتیاجاتشان خسته نشود، در طول زندگی از طلب علم خسته و دلسرد نشود، فقر در راه خدا را از ثروت بیشتر دوست بدارد، ذلّت در راه خدا از عزّت در کنار دشمن خدا برایش محبوبتر باشد، و میل او به گمنامی از مشهور شدن بیشتر باشد.
سپس فرمود: اما خصلت دهم که خیلی مهم است این است: همه را از خود بهتر و پرهیزگارتر ببیند. وقتی شخص بد و پستی را ببیند، بگوید او بهتر از من است، زیرا چه بسا خیر او در درونش پنهان است، بر خلاف خیر من که ظاهر است و اگر فردی را ببیند که از خودش بهتر و پرهیزگارتر است، برای او تواضع کند تا به درجه او برسد و چون این خصلت را دارا شد، بزرگواری اش بالاتر می‌رود، خیر و خوبی‌اش بهتر و پاکتر می‌گردد، پاداش نیکو دریافت می‌کند و سرور اهل زمان خود می‌شود.
و چه زیباست نماز عید فطر آن حضرت که همچون خورشیدی بر تارک تاریخ بشریت می درخشد و موجب رسوایی ظالمان و دشمنان ولایت شد.
پس از ولایتعهدی اجباری حضرت (در هفتم ماه رمضان سال ۲۰۱) چون عید (ظاهراً عید فطر سال ۲۰۱ق) رسید مأمون از امام خواست تا نماز عید بخواند، اما امام بر مبنای شرایطی که در ابتدای ولایتعهدی با مأمون ذکر کرده بود از پذیرش اقامه نماز عید عذر خواست.
مأمون اصرار کرد و امام ناچار قبول کرد و فرمود: پس من همچون رسول خدا (ص) به نماز خواهم رفت. مأمون نیز پذیرفت. مردم انتظار داشتند که امام رضا(ع) مانند خلفا با آداب و رسوم خاصی از خانه خارج شود، اما دیدند که ایشان با پای برهنه در حالی‌که تکبیر می‌گوید به راه افتاد. امیران که با لباس رسمی و معمولِ این‌گونه مراسم آمده بودند، با دیدن این وضع، یک‌باره از اسب‌ها فرود آمده و کفش‌ها را از پا درآوردند و با گریه و تکبیرگویان پشت سر امام به راه افتادند.
امام در هر قدم که می‌رفت سه بار تکبیر می‌گفت.گفته‌اند که فضل به مأمون گفت: اگر امام رضا بدین صورت به مصلّا(محل برپایی نماز) برسد، مردم فریفته او می‌شوند، بهتر آن است که از او بخواهی برگردد. پس مأمون فردی را فرستاد و از امام خواست که برگردد. آن حضرت کفش خود را به پا کرد و سوار بر مرکب شد و بازگشت.
و چه درس‌های فراوانی در برپایی این نماز وجود دارد: از حالت تواضع و خضوع امام معصوم(ع) که موجب تاسی امیران و مسئولین دولت مامون شد تا اقامه نماز و راه پیمایی در بین مردم و چه تاسف بار است که در برخی صحنه‌ها در کشور اسلامی و عزیزمان ایران ببینیم که افرادی با کوچکترین مقام‌های مادی چندین محافظ در اطراف خود مستقر كرده‌اند که حتی برای اقامه یک نماز یومیه مردم نتوانند به‌راحتی به آن‌ها دسترسی داشته باشند…! بقول علما: فتامل و بقول شاعر: ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.
باری به جهت میلاد سراسر نور و سرور مولا و سرور و ولی نعمتمان نمی‌خواهم ذائقه خوانندگان را تلخ نمایم و پایان‌بخش این نوشتار را به شعری زیبا از شاعر توانمند سید حمیدرضا برقعی اختصاص می‌دهم و دل‌ها را روانه بهشت رضوان رضا(ع) می‌كنم:
ای راهب کلیسا دیگر مـزن به نـاقوس
خاموش کن صدارا، نقاره می‌زند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان
جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس
آنجــا که خادمینش از روی زائرینش
گرد سفر بگیرند با بال نــاز طاووس
خورشید آسمان‌¬ها در پیش گنبد او
رنگــی ندارد آری چیزی شبیــه فانوس
رویای ناتمامم ساعات در حــرم بود
باقی عمر اما افســوس بود و کابـوس
وقتی رسیدی آنجــا در آن حریم زیبا
زانو بزن به پای بیـدار خفته در طوس

محمد شریف حسینی، معاون آموزشی ستاد اقامه نماز فارس

لینک

لینک کوتاه مطلب : https://old.fepc.ir/?p=365

درباره‌ی khanevadeh

همچنین ببینید

وقتی قماربازهای کلاهبردار دایه دلسوزتر از مادر می شوند

گروه زندگی: می گویند آب که سربالا برود قورباغه هم ابوعطا می‌خواند. حالا شده حکایت این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + سیزده =